شعر را زندگی کن
خلوتی با جویای تبریزی

شمارهٔ ۷۱۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
غفل نبرده بهره ای از روزگار عمروقتی که فوت شد نبود در شمار عمر
۲
با هیچ کس وفا نکند شاهد حیاتپیداست از دورنگی لیل و نهار عمر
۳
هرگز ندیده است کس از سایه اش نشاناز بسکه تند می گذرد شهسوار عمر
۴
بیرون زحد عقل بود عالم شبابدیوانگی است لازم جوش بهار عمر
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth