خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۷۱۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
فصل بهاران شده ساغر بگیراز بط می خون کبوتر بگیر
۲
زین رخ چشمی که ترا داده اندخرده به گل نکته به عبهر بگیر
۳
دامن گلچین ز شفق شد افقکام دل از بادهٔ احمر بگیر
۴
ساغر خورشید گرفته است ابراز کف ساقی قدح زر بگیر
صفحهٔ ۱ از ۲