خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۷۱۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بی جلوهٔ روی تو نظر بسته نکوترراه نگاه دیدهٔ تر بسته نکوتر
۲
ناداری ما به بود از بخل توانگردست تهی از کیسهٔ سربسته نکوتر
۳
افتد به جهان شور ز شیرینی حرفتای پسته دهن نطق تو بر بسته نکوتر
۴
بی دیدن دیدار تو چون دیدهٔ ساغرراه نظر از خون جگر بسته نکوتر
صفحهٔ ۱ از ۲