شعر را زندگی کن
خلوتی با جویای تبریزی

شمارهٔ ۷۲۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
باشد ارباب رعونت را ز بی مغزی غرورشد تهی گشتن رگ کردن به تسبیح بلور
۲
عاشق از پهلوی بخت تیره رسواتر شودآتش کم، بیش آید در نظر شبها ز دور
۳
دامن فرزانگی آسان نمی آید به دستروشن است از ریختن های دلم شمع شعور
۴
می کند صحبت اثر در سینه صافان بیشتررنگ صهبا برکند پیمانه چون باشد بلور
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth