خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۷۲۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
پای هر نخلی که بوسیدم به دوران بهاردر چمن گل بر سرم افشاند احسان بهار
۲
از زمین هر قطرهٔ باران برویاند گلیتخم گویی به خاک افشاند نیسان بهار
۳
چون نباشد در چمن حیرت نگه نرگس که نیستچشم را سیری زنعمتهای الوان بهار
۴
تا ببندد غنچه را زنار از رگهای ابردر فرنگستان گلشن شد کپستان بهار
صفحهٔ ۱ از ۲