خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۷۴۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
فریاد چقدرها خورد افسوس بر امروزآن کس که نه دندان فشرد بر جگر امروز
۲
از یاد بناگوش تو در باغ بهشتمدارد نفسم فیض هوای سحر امروز
۳
فریاد که از آتش عشق تو نمانده استیک گوشهٔ چشم اشک مرا در جگر امروز
۴
بر ناله من تنگ بود سینهٔ صحرااز بار غمم کوه ببازد کمر امروز
صفحهٔ ۱ از ۲