خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۷۴۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مستان پی گلگشت چمن می رسد امروزنازش به گل و سرو و سمن می رسد امروز
۲
دور است که لب تشنهٔ خون دل خلق استآن طفل که دستش به دهن می رسد امروز
۳
بر غنچهٔ گل در چمن از بسکه خموشیگر لعل تو بگرفت سخن می رسد امروز
۴
مایل به ترنج مه و خورشید نباشددستی که به آن سیب ذقن می رسد امروز
صفحهٔ ۱ از ۲