خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۷۴۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
غیر از ایام وصال بت دلخواه مپرسچند پرسی ز شب هجر، مپرس آه مپرس!
۲
همچو شمعم دم تقریر زبان درگیردجان من! آه، از این آتش جانکاه مپرس
۳
در ره عشق تو کردم قدم از سر چو شراراولین گام ز خود رفتنم از راه مپرس
۴
این یکی جان گل آن شعلهٔ افلاک گدازاز نسیم سحر و آه سحرگاه مپرس
صفحهٔ ۱ از ۲