خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۷۵۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
با صدانداز نشست آن بت رعنا در پیشغم پس سر شد و بگرفت قدح جا در پیش
۲
راه سر منزل وارستگی از حد دور استتوسن سعی زبون دشت تمنا در پیش
۳
کشتهٔ ناز تو بر عمر خضر ناز کنددم تیغ تو بود از دم عیسی در پیش
۴
پرش رنگ به گرد رم ما پی نبردنیس دل در ره رفتن زخود از ما در پیش
صفحهٔ ۱ از ۲