شعر را زندگی کن
خلوتی با جویای تبریزی

شمارهٔ ۷۵۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
می مکد خون دلم را غنچه عنابی اشمی زند بر آتشم دامن قبای آبی اش
۲
عندلیب نوگلی گشتم که از طفلی هنوزبوی شیر آید ز رنگ چهرهٔ مهتابی اش
۳
جز به همپروازی عنقا به مقصد کی رسدیک نفس گر می شوی در خویش گم می یابی اش
۴
رهبر معراج عشقم شد تپیدنهای دلآتش شوق مرا دامن زند بیتابی اش
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth