خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۷۶۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در بند پاس خاطر غیر اینقدر مباشغافل زحالم ای ز خدا بیخبر مباش
۲
ترسم به جادهٔ رگ سنگ افتدت گذارمانند نیشتر همه جا خیره سر مباش
۳
بینی به روی هر که نگاهش به سوی تستمانند شمع بزم پریشان نظر مباش
۴
یک ره ز رفتن پدرانت حساب گیرمغرور پنج روزه حیات ای پسر مباش
صفحهٔ ۱ از ۲