خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۷۶۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
حسن معنی را وی بینا ز نادیدن به خویشگنجها در خویشتن یابی ز نسپردن به خویش
۲
خودفروشی را رواج از تست در بازار دهرکرده ای برپا دکانی از فرو چیدن به خویش
۳
فکر کنه ذات حق، در گمرهی می افکندچاه این راهست سالک را فرو رفتن به خویش
۴
معنی ام را می توان از صورت احوال یافتگشته ام طومار شرح غم زپیچیدن به خویش
صفحهٔ ۱ از ۲