شعر را زندگی کن
خلوتی با جویای تبریزی

شمارهٔ ۷۶۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از یاد که گردید دلت مسکن آتشکز سینه جهد آه تو چون جستن آتش
۲
اندیشهٔ رخسار تو در سینهٔ عشاقبرقی است که خود را زده بر خرمن آتش
۳
در محفل می تا رخ رخشان ترا دیدپروانه نگردید به پیراهن آتش
۴
تا بی تو به گلزار شدم لاله ز هر برگریزد به گرییان دلم دامن آتش
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth