شعر را زندگی کن
خلوتی با جویای تبریزی

شمارهٔ ۷۷۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هرگز صدا نبرده در این بزم ره به گوشافتاده است رسم فغان همنشین خموش
۲
نامم شنید غیر و سرافکنده شد روانچون سگ که خم نهد ر خود را ز درد گوش
۳
دل زندگی مجوی ز بیگانه از سخنآری چراغ بزم بمیرد چو شد خموش
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth