خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۷۷۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بتی که برده دلم زلف عنبر بویشنشسته نکهت سنبل چو گرد بر مویش
۲
چرا دلم نکشد ناز چشم دلجویشکه ناوک مژهٔ او بود ترازویش
۳
کسی بود به جهان دوربین که پیش نظرنهاد عینک از آیینه های زانویش
۴
به شیشهٔ خانهٔ افلاک رخنه اندازدچنین به خویش ببالد هواگر از بویش
صفحهٔ ۱ از ۲