شعر را زندگی کن
خلوتی با جویای تبریزی

شمارهٔ ۷۸۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
یار مست است امشب و من کامرانم از لبشمیمکم چندان که خون خود ستانم از لبش
۲
بخت بیدار از شکر خوابش مساعد شد مرامیستانم داد خود تا می توانم از لبش
۳
ناز قاصد برنتابد عالم یک رنگیممنکه همچون نامه با او همزبانم از لبش
۴
غنچه اش را می توانم گفتن الحق قوت روحبی تکلف همچو تن بالیده جانم از لبش
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth