خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۸۰۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گل کی نهد از ناز قدم بر سر بلبلباشد به چمن سایهٔ گل افسر بلبل
۲
دریاب در این باغ بهار دم عیسیغافل مشو از نالهٔ جان پرور بلبل
۳
جز بادهٔ بویت نشود دفع خمارمشد نکهت گل صندل درد سر بلبل
۴
از آه من امروز چه گلها که توان چیدآتش به دل افروخت صدای پر بلبل
صفحهٔ ۱ از ۲