خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۸۰۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خنجر مژگان او زد زخم پنهانی به دلمنصب در خاک و خون غلطیدن ارزانی به دل
۲
تا کند با ناوک بیداد او نسبت درستداده اند از روز اول شکل پیکانی به دل
۳
غنچهٔ امید ما محنت پرستان بشکفدرو کند از یاد زلفی چون پریشانی به دل
۴
اهل عصیان را ندامت مایهٔ دل زندگی استسودمند افتاده تریاق پشیمانی به دل
صفحهٔ ۱ از ۲