خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۸۱۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از فیض عشق دید بسی فتح باب دلدریای رحمت است چو گردید آب دل
۲
پیکان دل شکار کمان ابروی مرازنجیر ساز آمده از پیچ و تاب دل
۳
چشمم ز جوش اشک شود بحر موج خیزدر سینه دور ازو چو کند اضطراب دل
۴
هر لاله اش شمیم کباب جگر دهدجایی که خون فشان گذرد چون سحاب دل
صفحهٔ ۱ از ۳