خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۸۳۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دیده بر روی خیال تو شبی واکردیمچشم پوشیده جمال تو تماشا کردیم
۲
الفت عالمیان بسکه نفاق آمیز استخویش را گرد رم وحشت عنقا کردیم
۳
نارسا طالع ما بین! که به جایی نرسیدناله هر چند که در هجر تو شبها کردیم
۴
می توان صبحدم از بستر ما گلها چیدیاد روی تو ز بس در دل شبها کردیم
صفحهٔ ۱ از ۳