خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۸۴۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بی تو چون پسته طرب ساخته غمناکترمیک دهن خنده نشانیده به خون تا کمرم
۲
بزم رقص تو ز بس حیرت نظاره فزودگرم گردش شده گرداب صفت چشم ترم
۳
غنچه سانم همه تن دل به تمنای غمتچون گل از لذت دردت همه لخت جگرم
۴
پی بمقصد نبرم تا نگشاید دل تنگمانده در عقدهٔ دل غنچه صفت بال و پرم
صفحهٔ ۱ از ۲