شعر را زندگی کن
خلوتی با جویای تبریزی

شمارهٔ ۸۴۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کبود از بوسه امشب لعل آن رشک پری دیدمگل شفتالوی این باغ را نیلوفری دیدم
۲
بود در دیده ام افتادگی را رتبهٔ دیگرزمین را بر فراز عرش و کرسی برتری دیدم
۳
نهان در زنگ کلفت تا به کی باشد دلم، زاهد!‏من این آیینه را از موج روشنگری دیدم
۴
به روی آتش دل همچو مویی جسم زارم رابسی شبها فکندم تا نشان از آن پری دیدم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth