خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۸۴۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
فصل بهار اسیر گل و سرو و سوسنمدر دام خود کشیده چو طاؤس گلشنم
۲
داغ جنون گلی است که چون بر سرش زدممانند شمع ریشه دوانید در تنم
۳
بیخود فتاده ام چو در آیینه شخص عکساما همیشه پشت به دیوار آهنم
۴
گاه نظارهٔ تو ز مژگان بهم زدنهر دم بر آتش جگر تشنه دامنم
صفحهٔ ۱ از ۲