خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۸۵۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
صد شکر کز غم چو تویی زار و خسته اماز پهلوی رخ تو چو زلفت شکسته ام
۲
بر دیده ام خرام که در رهگذار توفرش است شیشه پارهٔ رنگ شکسته ام
۳
چون غنچه های لالهٔ نشکفته در چمنگلهای داغ در غم او دسته بسته ام
۴
شوخی من ملایم طبع خلایق استبر صفحهٔ زمانه چو اشعار جسته ام
صفحهٔ ۱ از ۲