خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۸۵۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کبوتر را ره آگاهی از احوال خود بستمکه حسرت نامه ام را بر شکست بال خود بستم
۲
سخن از عرش گوید مرغ دل تا آستانش رابه سرو قامت آه بلند اقبال خود بستم
۳
به رنگ صبح کی افسرده از تهمت پیریکمر از نور فیض جام مالامال خود بستم
۴
زخجلت خویشتن را از دل خود هم نهان دارمدر این آیینه ره بر صورت احوال خود بستم
صفحهٔ ۱ از ۲