شعر را زندگی کن
خلوتی با جویای تبریزی

شمارهٔ ۸۶۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بشکفت، شد نشانهٔ آن تیر اگر دلمخندید، گشت زخمی شمشیر اگر دلم
۲
دارد سر شکار و چه سازم برون جهداز صیدگاه ناشده نخجیر اگر دلم
۳
ز آب و هوای گلشن حیرت عجب مدارنالد به سوز بلبل تصویر اگر دلم
۴
از یک خدنگ نیم کش او بخون طپدبوده است دور ازو دو سر تیر اگر دلم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth