خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۸۶۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بی تو بیگانه چو عکس رخت از هوش خودمبا تو چون جوهر آیینه فراموش خودم
۲
مست کیفیت خود گشته ام از دولت عشقبیخود از نشئهٔ توحید و قدح نوش خودم
۳
حاصل محو خیالی است پریشان مغزیجام حیرت نگهم بیخود سرجوش خودم
۴
کنج عزلت بودم غنچه صفت سینهٔ تنگهست دلبستگیی با لب خاموش خودم
صفحهٔ ۱ از ۲