خلوتی با سعدی
بخش ۲۲ - حکایت حاتم طائی
باب دوم در احسان
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز بنگاه حاتم یکی پیرمردطلب ده درم سنگ فانید کرد
۲
ز راوی چنان یاد دارم خبرکه پیشش فرستاد تَنگی شکر
۳
زن از خیمه گفت این چه تدبیر بود؟همان ده درم حاجت پیر بود
۴
شنید این سخن نامبردار طیبخندید و گفت ای دلارام حی
صفحهٔ ۱ از ۴