خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۸۹۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یکرنگ بیخودی شده از خود بریدهامبا وحشت آرمیدهام از بس رمیدهام
۲
عرش برین مقام من از فیض بیخودی استاز خویش رفتهرفته به جایی رسیدهام
۳
چون سایه در ره تو به خاک اوفتادهامگرد ره فنا شده رنگ پریدهام
۴
سر مگوی پردهدریهای غنچه راجویا هزار بار ز بلبل شنیدهام
صفحهٔ ۱ از ۱