خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۸۹۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گلگشت چارباغ برو دوش کرده ایمسیر بهار گلشن آغوش کرده ایم
۲
تا بر رخت چو آینه بگشوده ایم چشمدر خاطر آنچه بود فراموش کرده ایم
۳
جز گوش دل به داد اسیران که می رسد؟اظهار شکوه با لب خاموش کرده ایم
۴
در سر همیشه جوش زند بادهٔ هوسخود را خراب ساغر سرجوش کرده ایم
صفحهٔ ۱ از ۱