خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۸۹۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
غمی در خاطر هر کس وطن گیرد غمین باشمدلی در هر کجا آید به درد اندوهگین باشم
۲
به یاد عارضی سیاره ریزد در کنارم چشمز دامان پر انجم آسمانی بر زمین باشم
۳
هنرور را فلک دایم ز اشک اندوهگین داردچو تیغ از جوهر خود تا به کی چین بر جبین باشم
۴
چو دامی کو نهان در خاک باشد تا دم محشرپس از مردن همیشه وصل او را در کمین باشم
صفحهٔ ۱ از ۱