خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۸۹۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ننگ منت بر نتابد همت مردانه اممی رسد از آب خود مانند گوهر دانه ام
۲
همتم هرگز نشد خجلت کش احسان کمیهیچگه از ریزش باران نشد تر دانه ام
۳
می رساند رزق ما هر جا بود خود را به ماهمچو مور از خویش بیرون آورد پر دانه ام
۴
من که از طور تجلی شعله افروز دلمکی گذارد برق بی زنهار پا بر دانه ام
صفحهٔ ۱ از ۱