شعر را زندگی کن
خلوتی با جویای تبریزی

شمارهٔ ۹۰۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خیال ساغر چشم تو کرده مدهوشمنگاه ناز به دوش برده از هوشم
۲
اسیر عشق توام لب به ناله نگشایمچو غنچه در بغلم آتش است و خاموشم
۳
به روی کار خود از گریه می دهم آبیبهار عنبرم از اشک خویش در جوشم
۴
هرگز نشد به ساغر می آشنا لبمچون جام گل ز خون دل خود لبالم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth