خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۹۰۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بیخطا از بس رساند زخم بر بالای زخمتیر او انگشت زنهاری است در لبهای زخم
۲
شکوهای از دستبرد خنجر او کرده استمینهد مهر خموشی بخیه بر لبهای زخم
۳
بیدلان را نیست تاب مرهم تیغ نگاهجامهٔ گلگون خون زیباست بر بالای زخم
صفحهٔ ۱ از ۱