خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۹۰۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به تماشای تو بشفت بهار نگهمریخت گل روی تو در جیب و کنار نگهم
۲
بی تو از دیدهٔ تر تا سر مژگان نرسدبسکه افتد گره از اشک به تار نگهم
۳
چشم بد دور، به سامان ز جمالش برگشتصد چمن بوی گل افشاند غبار نگهم
۴
گشادی در چمن تا کاکل از همپریشان گشت سنبل چون گل از هم
صفحهٔ ۱ از ۲