شعر را زندگی کن
خلوتی با جویای تبریزی

شمارهٔ ۹۴۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در دیار همتم فرش است گوهر بر زمینافکند یاقوت را دستم چو اخگر بر زمین
۲
در هوای عل میگونش شراب رنگ گلترسم از موج تپش ریزد ز ساغر بر زمین
۳
می رسد افتادگان را فیض عالی همتانپرتو افکن گشته دایم مهر انور بر زمین
۴
تا قیامت برنخیزد همچو نقش پا ز جایچون به روز عجز ما افتد ستمگر بر زمین
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth