خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۹۴۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کام دل از لب شکرشکنی شیرین کنوصف آن تنگ شکرگو سخنی شیرین کن
۲
دادهٔ حق بتو گر تلخی کامست منالهر دم از شکر شکرش دهنی شیرین کن
۳
غوطه در شیرهٔ جان زن ز خیال لب یارنیشکر وار سراپای تنی شیرین کن
۴
تلخی از می بزداید لب شکر شکنتدهن جام به ساغر زدنی شیرین کن
صفحهٔ ۱ از ۲