خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۹۵۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چون شمیم غنچه آیی گر ز قید دل برونسیر عالم می کنی نارفته از منزل برون
۲
نام رسوایم نگین را چون به خاطر بگذردسینه را چندان کند تا افکند از دل برون
۳
سرو امیدت در اندک فرصتی بالا کشدگر توانی آمدن از بند آب و گل برون
۴
در دل هر کس که ذوق سیر راه هستی استبال شوق افشان رود از خویش چون بسمل برون
صفحهٔ ۱ از ۲