شعر را زندگی کن
خلوتی با جویای تبریزی

شمارهٔ ۹۶۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از نسیم صبحگاهی کرده در بر پیرهنبرنتابد یوسف بوی ترا هر پیرهن
۲
بیکسی اهل جهان را پرده پوش عیبهاستدر بر از گرد یتیمی کرده گوهر پیرهن
۳
از لباس فقر کی نفعی شرارت پیشه راستگر زخاکستر بپوشد همچو اخگر پیرهن
۴
از طراوت بسکه شادابی چو مینا باده رامی دهد جسم ترا اندام خود هر پیرهن
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth