خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۹۶۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
لرزد از جورت دل خلق خدا بر خویشتنظلم می داری روا ظالم چرا بر خویشتن
۲
رخنه ها ترسم فتد بر سقف خلوتخانه اتبسکه از بوی تو می بالد هوا بر خویشتن
۳
آنچه بر گرد رخش بینی نه عقد گوهر استبسته از بالای رخسارش صفا بر خویشتن
۴
دولت دنیا نمی داری روا بر دشمنتحیرتی دارم که چون داری روا بر خویشتن
صفحهٔ ۱ از ۲