خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۹۶۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از آن دو لب چه گل کام می توان چیدنکه بوسه ای به صد ابرام می توان چیدن
۲
به دامنی که بگسترده پرتو خورشیدعرق از آن رخ گلفام می توان چیدن
۳
از آنکه رتبهٔ پابوسی ترا دریافتچه بوسه ها ز لب بام می توان چیدن
۴
پیاله گیر که از نخل سرکش میناگل نشاط به هر جام می توان چیدن
صفحهٔ ۱ از ۳