خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۹۸۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
غیر را امشب کباب از اختلاط یار کنباده بستان از کفش در کاسهٔ اغیار کن
۲
آمد و رفت نفس پیوسته در سوهانگری استچند بی اندامی ای دل، خویش را هموار کمن
۳
جام طاقت را که در هجر تو پرخون دل استاز شراب رنگ و بو چون گل بیا سرشار کن
۴
سوختی چون در غم او، شکوه کافر نعمتی استداغهای سینه را مهر لب اظهار کن
صفحهٔ ۱ از ۲