خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۹۸۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شعلهٔ حسن ز تو سینهٔ سوزان از منلب خندان ز تو و دیدهٔ گریان از من
۲
سرکشی از تو و ناز از تو تغافل از توعجز و زاری و دل و دین و سر و جان از من
۳
چه ضرر می رسد از گریهٔ من ناصح رادل خونین ز من، اشک از من و دامان از من
۴
نسبت ما و تو ای عشق چو مهر و سحر استاز تو سرپنجهٔ زرین و گریبان از من
صفحهٔ ۱ از ۲