خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۹۸۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شد بهار و گشت عالم گلستان، ما همچنانکرد گل از خاک اسرار نهان، ما همچنان
۲
شبنم از شب زنده داری تکیه بر خورشید زدچون شرر در سنگ در خواب گران ما همچنان
۳
ذره با بال سبک روحی هواپیما شده استزیر کهسار گرانجانی نهان ما همچنان
۴
قطره گوهر گشت و سنگ خاره شد یاقوت ناببرد آب و خاک فیض حر و کان ما همچنان
صفحهٔ ۱ از ۲