شعر را زندگی کن
خلوتی با جویای تبریزی

شمارهٔ ۹۹۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ریخت مژگانت که ویرانی بود آباد ازویک بغل چاکم به رنگ غنچه در دل داد ازو
۲
بسکه با درد فراق دوستان رفتم به خاکتربتم را گر بیفشاری چکد فریاد ازو
۳
دل خرابی را غمی امشب عمارت می کندکاشیان جغد را محکم بود بنیاد ازو
۴
درد عشق خوبرویان هر قدر باشد کم استآنقدر غم کو که گردد خاطر کس شاد ازو
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن (رمل مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth