شعر را زندگی کن
خلوتی با جویای تبریزی

شمارهٔ ۱۰۱۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مستغنی از می آیم ز جان نگاه اوما را بس است کاسهٔ چشم سیاه او
۲
ارباب جستجوی، به راهش سپرده اندآن را که نیست دیدهٔ بینش به راه او
۳
بدمستیی که چشم تو دیشب به کار بردباشد زبان هر مژه ات عذرخواه او
۴
از نسبتی که هست به روی تو ماه رابر آسمان فخر بر قصد کلاه او
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth