خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۱۰۱۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چون سر راه تو گیرم دادخواه از دست توگویی این نالش ز دست کیست آه از دست تو
۲
از فشار پنجهٔ جورت چه مالشها نیافتار دلم رحمی که خون شد بیگناه از دست تو
۳
نور رخسار تو شب را کرده روشنتر ز روزاوفتاد از بام گردون طشت ماه از دست تو
۴
بس که رنگین است چون گل از حنا سرپنجهاترشتهٔ یاقوت برگردد نگاه از دست تو
صفحهٔ ۱ از ۲