خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۱۰۲۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سال سال از من نمی رسی چه جای ماه ماهداد داد از درد حرمان وز تغافل آه آه
۲
جسم زارم همچو نبض خسته آید در تپشگر به این شوخی خرامی بر مزارم گاه گاه
۳
مد آهم بسکه بر گردون رود شبهای هجراطلس گردون نماید در نظرها گاه گاه
۴
تا قد طوبی نژادش گلشن آرا گشته استگل بر اندام صنوبر چون بخندد قاه قاه
صفحهٔ ۱ از ۲