خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۱۰۲۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به جام لاله می رنگ تا بود در کوهبنوش می به دف و چنگ تا بود در کوه
۲
بده به سختی ایام دل که مینا رانمی رسد خطر از سنگ تا بود در کوه
۳
چنان ر شعلهٔ آهم فضای دهر پر استکه نیست جا به شرر تنگ تا بود در کوه
۴
کمال مرد عیان گردد از جلای وطنکه نیست آینه جز سنگ تا بود در کوه
صفحهٔ ۱ از ۲