خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۱۰۲۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
برنتابد دیدهٔ خونین ما بار نگاهزان سبب با چشم دل باشیم در کار نگاه
۲
روز وصلت مردم چشمم بسان عنکبوتمی دود از شوق دیدار تو بر تار نگاه
۳
چشم بستن می نماید جلوهٔ دیدار دوستهست حایل در من و معشوق دیوار نگاه
۴
ترک چشمش باز امشب از سیه مستی بریختدر گریبان دل ما جام سرشار نگاه
صفحهٔ ۱ از ۲